|
ای سراپا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم
ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم هیچ نه معلق شده آه که من کیستم موج زخود رفته ای تیز خرامید و گفت هستم اگر می روم گر نروم نیستم نمیدونم....شاید خیلی زود باشه... شاید خیلی زود جا زدم... چند ماه بیشتر نیست که اومدم اومدم که بمونم برای همیشه... اما...نمیدونم شاید یه روز برگردم... یه روز..که شاید خیلی دیر نباشه...نمیدونم... شاید اینجا خیلی خوب اینکه فکر کنی کسی هست که صداتو بشنوه... هرچند هیچ وقت نبیندت..اما همین که بتونی حرفای دلتو بگی .. ویکی پیدابشه که اونارو بخونه..خودش کلی خوبه نمیدونم شاید یه روز دوباره بیام و به این وب سر بزنم دلم خیلی گرفته ... راستی یادم رفت عیدو تبریک بگم عید فطر بر همه عزیزان مبارک
آنوقتها که شکار میرفتم اسلحه ام کمی آب روی آهو می پاشید حالا که من آهو شده ام دنیا با موشکهای هسته ای اش پاره پاره ام میکند و مشکم بوی تعفن میدهد… گذشته تقاص خوشایندی ست هرچه مورچه شکار کردیم با کودکی دستهایمان حالا قسط و اجاره دامی پهن کرده به وسعت دماوند اصلا دنیا حق دارد از خواب گازهای زیرزمینی بیدارم کند پدرم که کم کم پیر شده هنوز چندتا قسط به پدربزرگ دنیا بدهکار است ومادرم چشمانش را از گره های قالی به دنیا داد تا زمین بچرخد و اقساط کوتاه و بلند مدتش را از عرش و فرش جمع کند وچقدر قلب مادرم درد میکند.. دنیا حق دارد سوالم را بگیرد که پیراهن زردم باد را میچرخد که چه؟ شاید دزد جشمانش برق نداشت آنوقت هاهرچه نداشتم دلم وسعت عاشقانه بود و شعر حالا هرچه ندارم دلم نیست و هنوز بدهکار زمینم که آب را تا عمق آخرش بلعیده است بهرام کمالی
خسته ام...چشمهایم تار می بینند....دستهایم نای نوشتن ندارند... چشمهایم را آرام بر هم میگذارم... ممنونم...ممنونم که هنوز هم زنده ام...نفس میکشم... واین سعادت را دارم تا دوباره میهمان خانه ات شوم . میهمان تو که دست رد به سینه هیچ روسیاهی نمیزنی... دوستت دارم عاشقانه تر از شقایق...پاک تر از آب... هرچند گاهی یادم میرود که تو همه جا بامنی... هرچند با همه زشتی ها پناهگاهمی مهربانم...در این روزها که میهمان توام...میخواهم... از تو میخواهم...مرا..وتمتم اشتباهاتم را ببخشی... چرا که من بنده خطاکار وتو ارحم الراحمینی... خدایا آرزوی همه انسانها...همه...را براورده کن... خدایا تمام بیماران را شفا بده... خدایا کمکم کن پاک باشم پاک بمانم وپاک بمیرم... صدا می آید..صدای اذان..خدایا شکر... خرما برمیدارم وزیر لب میگویم یا واسع المغفرة الغفرلی
داستان هایی دارم از دیاران که سفر کردم ورفتم بی تو از دیاران که گذر کردم بی تو میرفتم تنها تنها وصبوری مرا کوه تحسین میکرد حمید مصدق
دلم چرا ..چرا انقدر تنگی چی شده...خسته شدی...حوصله ات سر رفته...میخوای بریم سینما...بستنی... چته؟.... باتوام...چرا انقدر اذیتم میکنی...همینه...بالا بری پایین بیای...دنیا همینه تلخ...خاکستری...بی روح دیگه هیچ کجا عشق نیست محبت نیست..مهر نیست بیخودی دنبال چی میگردی به قول معروف..گشتم نبود نگرد نیست... دیگه حوصله تاپ وتوپ های تو رو هم ندارم دارم عادت میکنم به بیرحمی...سنگدلی...به دنیای پراز دروغ وریا...توهمباید عادت کنی... به قصه تنهایی من...یادته... ای بابا...تو هم که حرف حالیت نیست...منو باش با کی حرف میزنم....دل شکسته..درب وداغون
هان ای کوه بلند ای سراپا همه پند ازتو این تجربه اموخته ام که نلرزد دلم از غرش ارابه سنگین زمان وهراسی ندهم راه به دل از طوفان کاه بودن ننگ است کوه می باید بود
به همه پرسپوليسي هاي عزيز اين قهرماني شيرين رو تبريك ميگم پرسپوليس قهرمان شده خدا مي دونه كه حقشه به لطف يزدان وبچه ها بازم قهرمان شديم ما
سلام دلم برات خیلی تنگ شده اونقدر که حس میکنم مثل سایه شدم بدون جان بی روح وخسته.. ای بابا..چی دارم میگم تو که هیچ وقت نیستی هیچ وقت دنبال من نمی گردی.. تو هم مثل بقیه ادما نمی دونم گاهی وقتا به خودم میگم..تو دیونه ای دختر اون به کلی تورو فراموش کرده... اما یه چیزی ته دلم میگه نه..هنوزم دوستت داره وقتی یاداون نگاهای زلالت می افتم..وقتی یاد ابی چشماتو..طلای گیسوانت می افتم.. هنوزم عاشقتم..هنوزم دوستت دارم..حتی اگه هیچ وقت پیشم نباشی.. حتی اگه هیچ وقت سراغمو نگیری.. حتی اگه... دل ما به دور رویت زچمن فراغ دارد که چوسرو پای بندست وچو لاله داغ دارد
میشود تنها بود میشود رسوا ماند میشود دلهره را به نگاهی بخشید وسراپای وجودی را میشود سرد کنی میشود طرد کنی بروی ودل ماراببری میشود قهر کنی دل من تنها ماند میشود برگردی وصدایش بکنی انقدر گرم که من بیخود و مست شوم میشود هست شوم توبیایی دل من کلبه ای نورشود تو بیا وشب تاریکم را ولب سرزم را جان بده ..باده ای ارام بده میشود باده بدی میشود مست شویم میشود باشی ومن من سراپا تو شوم تو همه من باشی میشود ما باشیم میشود ما باشیم
برای دیدن بقیه عکسها ادامه مطلب رابزنید |
About![]()
مدعی خواست که ازبیخ کند ریشه ما
Home
|